اصطلاحات و مفاهيم پايه در آموزش بهداشت مبتنی بر نظريه و الگو

آموزش (Education) را فرآيندی هدفمند براي تسهيل يادگيري می دانند که در طی آن تجربياتي که بر شيوه درک مردم در ارتباط با محيط هاي اجتماعي، فرهنگي و فيزيکي خود تاثير مي گذارد، منتقل می شود.

آموزش سلامت (Health Education) ترکيبی از تجربيات يادگيری است که طراحی می شوند تا از طريق تعامل بين آموزش دهندگان و فراگيران، فرصت هاي يادگيري درباره سلامت را فراهم مي کند تا عمل آگاهانه منجر به سلامت در افراد، گروه ها و جوامع تسهيل شود. اين فرآيند يادگيري مي تواند مردم را براي تصميم گيري آگاهانه و تغيير داوطلبانه شرايط يا اصلاح رفتار براي افزايش سلامت توانمند سازد.

هدف آموزش سلامت را می توان ارتقاي سواد سلامتي، اتخاذ رفتار سالم توسط افراد، گروه ها و جوامع و گسترش فرهنگ سلامت در سطح جامعه دانست.

سواد سلامت (Health Literacy): مجموعه مهارت ها و قابليت هايي که مردم در طول زندگی خود کسب می کنند تا بتوانند برای تصميم گيری های آگاهانه، کاستن از خطرات سلامت و افزايش کيفيت زندگی، اطلاعات سلامت را جستجو و دريافت کنند، درک نمايند، ارزيابی کنند و به کار بگيرند. 

ارتقای سلامت (Health Promotion): ترکيب برنامه ريزی شده ای است از مکانيسم های آموزشی، سياستگزاری، محيطی، قانونی يا سازمانی حمايت کننده از عملکردها و وضعيت هايي که افراد، گروه ها و جوامع را به سوی سلامت هدايت می کند. در سال 1986 و در شهر اتاوا مکانيسم هايي برای عملياتی کردن ارتقای سلامت در سطح جهان پيشنهاد شد که به منشور اتاوا (Ottawa Charter) معروف شد. محورهای اصلی اين منشور را سياست هاي عمومي مرتبط با سلامت، ايجاد محيط هاي حامي سلامت، تقويت اقدامات جامعه در زمينه سلامت، توسعه مهارت هاي فردي و بازنگري در نظام ارائه خدمات سلامت تشکيل می دهد.

آموزش دهنده سلامت (Health Educator): فردي است که مهارت های تخصصي را برای استفاده از راهبردها و روش هاي مناسب آموزشي در جهت تسهيل تدوين سياست ها، مداخلات و نظام های هدايت کننده به سمت سلامت افراد، گروه ها و جوامع، کسب کرده است. اهم وظايف آموزش دهندگان سلامت عبارتست از:

1. برقراري ارتباط بين سلامت و نيازهاي سلامت جامعه با مفاهيم و منابع آموزش سلامت 

2. ايفاي نقش به عنوان فرد مرجع فرآيندهاي آموزش سلامت 

3. سنجش نياز هاي افراد و جامعه براي آموزش سلامت 

4. طراحي برنامه هاي آموزش سلامت موثر 

5. شرکت در اجراي برنامه هاي آموزش سلامت 

6. ارزيابي اثربخشي برنامه هاي آموزش سلامت 

7. هماهنگي براي تهيه خدمات و محصولات آموزش سلامت 

رفتارهای مخاطره آميز (Risk Behaviors): رفتارها، عادات يا اعمالي که افراد را در معرض خطر بيماري يا مشکلات مرتبط با سلامت قرار مي دهند. از نمونه هاي اطن رفتارها می توان به کشيدن سيگار، رفتار جنسي غير ايمن، تغذيه نامناسب، رفتارهاي خطرناک رانندگي، خشونت خانگي، کمبود تحرک بدنی و استفاده از مواد مخدر، اشاره کرد. برای مطالعه رفتار در حوزه سلامت با هدف اصلاح رفتارهای مخاطره آميز و تقويت رفتارهای سالم، نياز به چارچوب های علمی تجربه شده داريم که با عنوان عنوان نظريه و الگوها شناخته می شوند. 

نظريه (Theory): مجموعه اي از مفاهيم، تعاريف و فرضيه ها که با مشخص کردن ارتباط بين متغيرها، نگاهي نظام مند به وقايع و موقعيت ها دارد تا وقايع را توضيح دهد و پيشگويي کند.  درواقع نقش نظريه بازکردن کلاف پيچيده پديده ها و ساده کردن آنهاست تا درک پيچيدگي هاي طبيعت براي انسان ساده شود. نظريه ها، فرآيندها با هدف يادگيري اصولي توضيح می دهند. 

الگو (Model): توصيف هاي کلي و فرضيه اي هستند که اغلب بر اساس يک شباهت در کنار هم قرار مي گيرند و براي تحليل يا توضيح پديده ای به کار مي روند. الگوها بيشتر به ارائه و معرفي فرآيندها می پردازند و معمولا به صورت گرافيکي نمايش داده مي شوند. 

در الگوها و نظريه ها سه محور اصلی مورد توجه قرار می گيرد: عوامل اصلي که پديده مورد نظر را تحت تاثير قرار می دهند، ارتباط بين اين عوامل و موقعيت هايي که در آنها چنين ارتباطاتي رخ مي دهد.

دلايل استفاده از نظريه ها و الگوهای مطالعه رفتار در حوزه سلامت:

1. اثبات اثر بخشي برنامه و ارائه مستندات برای آن 

2. امکان درك بهتر و عميق تر رفتار با کمک آنها و ترسيم چارچوب مفهومي علمي براي مطالعه تغيير رفتار 

3. جلوگيري از بروز انحراف در طراحي و اجراي برنامه آموزشي

4. تدوين و ترسيم اهداف پژوهشي/ آموزشي دقيق و كاربردي 

5. مکان انتشار دستاوردهاي مطالعه در مجلات و منابع معتبر

يک نکته مهم: بسياری از پژوهش های طراحی و اجرا شده در حوزه آموزش سلامت براساس الگوی دانش/ نگرش/ عملکرد (Knowledge, Attitude, Practice: KAP) است.اين الگو به دلايلی نمی تواند ابزار خوبی برای مطالعه رفتار در حوزه سلامت باشد. از طرفی رفتار پديده اي است پيچيده که به نظر نمی رسد اين چارچوب برای توضيح و پيشگويي آن کافی باشد. به عبارت ديگر، تغيير در دانش، الزاما و به سادگي اصلاح نگرش و رفتار را به دنبال نخواهد داشت.از طرف ديگر، عوامل مياني و واسطه اي در فرآيند تغيير رفتار مؤثر هستند که در اين الگو مورد توجه قرار نمی گيرند. 

مفهوم (Concept): اجزاي اصلي و سازنده يک نظريه يا الگو که خمير اصلی شکل دهنده آنهاست. مفاهيم قابل اندازه گيری نيستند. 

سازه (Construct): وقتی مفاهيم يک نظريه و الگو گسترش يابد و شکل ساده تری به خود بگيرد تا براي استفاده در يک نظريه يا الگوي خاص به کار روند، به آن سازه گفته می شود. سازه ها در واقع مفاهيم سنتز شده يک نظريه يا الگو هستند.

متغير (Variable): شکل عملي سازه هاي يک نظريه يا الگو که قابل اندازه گيري است و در طي ارزيابي يک برنامه مبتنی بر نظريه و الگو مورد سنجش قرار مي گيرند.

اساس دسته بندی نظريه ها و الگوها در منابع و ديدگاه صاحبنظران مختلف، متفاوت است. دو نوع دسته بندی زير، نمونه هايي هستند که بيشتر مورد استفاده قرار می گيرند:

1- دسته بندی براساس کارکرد الگوها و نظريه ها:

الگوهای برنامه ريزی (Planning Models): که براي برنامه ريزي، اجرا و ارزشيابي برنامه هاي ارتقاي سلامت به کار می روند. پرسيد- پروسيد و بازاريابی اجتماعی، از دسته اين نوع الگوها هستند.

الگوهای تغيير رفتار (Behavior Change Models): که ارتباط عليتي بين فرآيندهاي موثر بر رفتار را مشخص مي کنند. الگوهايي مانند الگوی باور سلامتی (HBM)، نظريه عمل استدلالی/ رفتار برنامه ريزی شده (TRA/TPB) و الگوی فرانظريه ای (TTM) از اين گروه به شمار می روند. 


2- دسته بندی براساس سطح مخاطب:

الگوهای فردی (Personal) که برای بررسی رفتارها در سطوح فردی به کار می روند. از نمونه های آن می توان به HBM, TRA/TPB, TTM اشاره کرد.

الگوهای بين فردی (Interpersonal) که رفتارهای مرتبط با بيش از يک نفر را بررسی می کنند. نظريه شناختی اجتماعی (Social Cognitive Theory) و حمايت ها و شبکه های اجتماعی (Social Supports and Social Networks) از اين دسته هستند.

الگوهای سازمانی و اجتماعی (Organizational and Social Models) که به تغيير رفتار در سطح اجتماع می پردازند و نمونه آن نظريه انتشار نوآوری (Diffusion of Innovation) است.


اهمیت تخصص گرایی

تخصص گرایی به معنی کسب مهارت و توانایی های لازم برای احراز یک مقام، موقعیت و یا پست سیاسی و یا غیر سیاسی است. امروزه این اندیشه برای نیل جوامع به سمت توسعه و پیشرفت به یک شاخص جهانی و غیر قابل اغماض تبدیل شده است. تحولات زیادی در سازمانهای دولتی و غیر دولتی در جوامع مختلف اتفاق افتاده است که هرکدام به گونه ای طرحی برای پوشش دادن به این ایده سقراط است. شایسته سالاری امری حیاتی برای زمانه ای است که همه چیز و همه حرفه ها تخصصی شده و هر حوزه مدیران و برنامه ریزان خود را اقتضا می کند به جز این مکانیزم ها و معیارهای بسیاری وضع شده است که در هر حالتی کارایی و بازدهی، سازمان ها و نهادهای اجتماعی افزایش یابد. جامعه مبتنی بر تخصص گرایی، با اقبال رشد بیشری مواجه بوده و دولت برای دست یابی به استراتژی های طرح شده از توفیق بیشتری برخورداراست.

اما برعکس وقتی کار به اهل آن سپرده نمی شود، برآیند همان چیزی است که در کشور خود شاهد آن هستیم. البته این گفته به این معنی نیست که تمامی کسانی که دراین کشور به نحوی اجرای نقش می کنند، از توانایی های لازم برای تصدی چنان مقامی برخوردار نیستند، بلکه بیشتر حاکی از آن واقعیت است که درصد زیادی از مناصب از چنین مشکلی رنج می برد.

نیروی انسانی یکی از مهم ترین سرمایه های ملی در هر کشور تلقی می شود. امروزه نقش نیروی انسانی ماهر و کارآمد در توسعه جوامع بسیار برجسته است. تنها کشورهای که به اهمیت نیروی انسانی خود به خوبی پی برده و در راستای تربیت آن برنامه های لازم را اتخاذ کرده اند، شاهد شکوفایی و رونق اقتصادی وسیاسی بوده اند. برای مثال اندونزی امروز، حاصل سرمایه گزاری های عظیم چندین ساله در حوزه نیروی انسانی است، وگرنه این کشور به لحاظ دارا بودن منابع زمینی و مواد خام استراتژیک ظرفیت چنان پیشرفتی را هرگز نداشت.

در کشورما نیز این امر یعنی تخصص گرایی یکی از ضروریات و اولویت های نظام موجود است. بدون تردید تا متخصصان متعهد برای اداره بخش های مختلف نداشته باشیم، توقع هر گونه دگردیسی در این کشور امری محال و توفیق  ناپذیر است. پس بر برنامه ریزان ماست که براین محور توجه جدی مبذول دارند.

اقتباس از سایت:dailyafghanistan.com

قابلیت های لازم برای اجرای فعالیت های ارتقاء سلامت

قابلیت های لازم برای اجرای فعالیت های ارتقاء سلامت (بیانیه اجماع گالوی)

1. تسریع کردن تغییرات Catalyzing change: فراهم کردن زمینه ایجاد تغییرات و توانمند کردن افراد و جوامع برای بهبود وضعیت سلامت

2. رهبری Leadership: فراهم کردن راهبری استراتژیک برای گسترش سیاست عمومی سالم، بسیج و مدیریت منابع برای ارتقاء سلامت و ظرفیت سازی

3. ارزیابی Assessment: ارزیابی نیازها و سرمایه های موجود در جامعه و سیستم ها که منجر به شناسایی تعیین کننده های رفتاری، فرهنگی، محیطی و سازمانی می شود که سلامت را ارتقاء می دهد و یا با آن سازگار است.

4. برنامه ریزی planning: طراحی اهداف کلی و جزئی قابل اندازه گیری در پاسخ به ارزیابی نیازها و سرمایه ها، و شناسایی استراتژی هایی که بر اساس دانش برآمده از تئوری، شواهد و اقدامات قرار دارند.

5. اجرا Implementation: کاربرد استراتژی های موثر و کارا، حساس به مسایل فرهنگی و اخلاق مدار برای اطمینان از بالاترین سطح ممکن توسعه سلامت شامل منابع مادی و انسانی

6. ارزشیابی Evaluation: تعیین اثربخشی سیایت ها و برنامه های ارتقاء سلامت. ارزشیابی استفاده از روش های موثر ارزیابی و پزوهش را برای توسعه، ثبات و انتشار برنامه، را در برمی گیرد.

7. حمایت طلبی Advocacy: حمایت طلبی توسط مردم و جوامع و به نفع آنها برای توسعه سلامتشان و ظرفیت سازی برای در پیش گرفتن اقداماتی که می تواند سرمایه های جوامع را هم توسعه بخشد و هم تقویت سازد.

8. شراکت Partnership: کارکردن جمعی در امتداد سیستم ها، بخش های مختلف، و شرکاء برای افزایش تاثیر و ثبات سیاست ها و برنامه های ارتقاء سلامت

Ref: Toward Domains of Core Competency for Building Global Capacity in Health Promotion: The Galway Consensus Conference Statement


نقض صریح یک قانون حامی سلامت

مطالعات مختلف اثبات کرده است که نشان دادن صحنه های سیگارکشیدن توسط هنر پیشه گان در سینما و تلویزیون می تواند مصرف دخانیات را در بین نوجوانان و جوانان افزایش دهد(Thompson 2006, Spanoudaki 2008, Lau 2003, Hanewinkel 2009, Radfar 1985). طبق ماده 3 فانون جامع کنترل دخانیات مصوب پانزدهم شهریور 1385 مجلس شورای اسلامی هر نوع تبلیغ، تشویق مستقیم و غیر مستقیم و یا تحریک افراد به استعمال دخانیات اکیداً ممنوع است، اما متاسفانه پس از گذشت حدود 7 سال از ابلاغ این قانون شاهد نقض صریح آن در فیلم های سینمایی پخش شده در پرده سینما و یا شبکه ویدئویی خانگی هستیم. فیلم هایی که در آن نقش اول فیلم که عمدتا فرد متفکری!! هم هست سیگاری را لای انگشتان دارد و هر از گاهی پک های معنی داری هم به آن می زند. غالباً دیده می شود که سیگار کشیدن این فرد با کلیشه ای تکراری در طول فیلم همراه است که ظاهرا به عمد تاکیدی بر سیگاری بودن اوست. مثلاً در یکی از این فیلم ها شاهد این هستیم که بازیگر سیگارهای متعدد و پشت سرهم خود را بی وقفه روشن می کند و دود آن را به هوا می فرستد، و یا در فیلمی دیگر برای روشن شدن هر سیگار پس از چندین بار عمل نکردن فندک اتفاق می افتد و بسیاری موارد کلیشه ای مشابه که سیگاری بودن بازیگر را بیشتر نمایان می سازد. حال چاره چیست؟ آیا باید به انتظار نشست و منتظر تبعات این قانون شکنی صریح نشست و یا باید به دستگاه های نظارتی یادآور شد و یا رسانه ها وارد شوند و موضوع را به چالش بکشند و یا مسئولین وزارت بهداشت به عنوان متولیان سلامت جامعه از این نقض قانون جلوگیری کنند. حال که استراتژی جهانی ارتقاء سلامت طبق بیانیه هلسینکی 2013 سلامت در همه سیاست ها است و کشور ما پیشرو در این امر سالها قبل چنین قانون حمایت کننده ای را مصوب کرده است نظارت بر حسن اجرای آن و جلوگیری از اقدامات آگاهانه و یا ناآگاهانه افرادی که سلامت آینده نوجوانان و جوانان را به مخاطره می اندازند امری بدیهی و وظیفه همه ارتقاء دهندگان سلامت به نظر می رسد.


ارزشیابی برنامه های ارتقاء سلامت

مداخلات ارتقاء سلامت اغلب از طریق برنامه های ساختار یافته ارائه می شوند. یک برنامه، دسته ای از فعالیت های مکمل و به هم پیوسته است که به دنبال دستیابی به اهداف یا پیامدهای خاصی هستند. برای مثال باغچه های محلی، کلاس های مهارت های خرید و نمایش آشپزی صحیح می توانند بخشی از برننامه های طراحی شده برای بهبود وضعیت تغذیه ای خانواده های کم درآمد باشد.

اجرا کنندگان برنامه های ارتقاء سلامت برای موفقیت در دستیابی به اهداف نیاز به تصمیم گیری مداوم درباره برنامه هایی که ارائه می دهند دارند. بخشی از این تصمیمات درباره موارد زیر است:

استفاده بهینه از زمان و منابع

تعیین اینکه آیا برنامه نیازهای شراکت کنندگان را برآورده می سازد.

راه های بهبود برنامه؛ و

توضیح اثربخشی برنامه برای سرمایه گزاران و دیگر گروه های ذیربط

در برخی موارد، ارتقاء دهندگان سلامت تصمیمات خود را بر بازحوردهای غیر رسمی از شراکت کنندگان، مشاهدات شخصی خود، و یا تجربه های قبلی خود از برنامه های مشابه قرار می دهند. درحالی که قضاوت های ذهنی برای دستیابی به تصمیمات می توانند مفید باشند، اغلب بر اساس اطلاعات ناقص هستند و بنابراین مستعد سوگیری هستند. از طریق رویکرد ساختار یافته تر برای درک تاثیر برنامه ها، کیفیت کلی تصمیم گیری می تواند بهبود پیدا کند. ارزشیابی برنامه یک رویکرد ساختار یافته برای آزمودن برنامه های ارتقاء سلامت فراهم می کند.

ارزشیابی برنامه عبارتست از: جمع آوری سیستماتیک، تجزیه و تحلیل و گزارش داده های یک برنامه برای استفاده در تصمیم گیری (Ontario Ministry of Health, Public Health Branch, 1996). به طور اختصاصی، ارزشیابی برنامه اطلاعات مورد نیاز برای بهبود اثربخشی فعالیت های ارتقاء سلامت را تولید می کند.


مزایا و معایب تکنولوژی های نوین آموزشی در آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت

   دو را مهم برای برقراری مساوات در جامعه وجود دارد: اینترنت و آموزش. با ترکیب این دو آموزش الکترونیکی بزرگترین عامل برقراری مساوات در قرن 21 خواهد بود. با حذف موانع مربوط به زمان، مکان و وضعیت اقتصادی-اجتماعی، افراد می توانند مسئولیت آموزش مادام العمر خود را به عهده بگیرند. John Chambers CEO of CISCO systems 

سلومن یادگیری الکترونیکی را به معنی استفاده از فناوری در یادگیری می‌داند که یادگیری بطور عمده از طریق اینترانت، اینترنت، شبکه‌ی ارتباطی داخلی ـ خارجی یا وب ارایه و دریافت می‌شود.

در اینجا به برخی از مزایا و معایب تکنولوژی های نوین آموزشی در آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت اشاره می شود:

مزایای روش های نوین آموزشی

یادگیری الکترونیکی به نسبت یادگیری سنتی صرفه جویانه است. 

حذف مشکلات مربوط به آموزش مخاطبین در کلاس درس

کاهش زمان آموزش به میزان 40 تا 60 درصد 

دسترسی جهانی به منابع و آموزش دهندگان

فراهم کردن فرصت های برابر آموزشی

دسترسی سریع به اطلاعات 

مخاطبان می توانند ترتیب و توالی زمانی آموزش را خود کنترل کرده و مشخص کنند چه چیزی را ، چه موقع، کجا و چگونه بیاموزند.

رضایت را افزایش و استرس را کاهش می دهد.

مخاطب می تواند مطلب را تا زمان درک کامل به دفعات و با سرعت مورد نظرمرور کند.

مخاطب به راحتی می تواند در زمان فراغت آموزش ها را دریافت کند.

تعاملی است و مخاطب را جذب می کند.

امکان بکار گیری روش های مختلف آموزش و یادگیری وجود دارد.

انعطاف پذیری: 

روش های نوین آموزشی مزیت های حضور در کلاس در هر زمانی و هر کجا را دارد.

روش های نوین آموزشی مواد و فعالیت های آموزشی را در شکلی انعطاف پذیر ارائه می دهد.

روش های نوین آموزشی منابع یادگیری را به شکل متناسب با افراد و با یک کوریکولوم سازگارانه ارائه می دهد.

همکاری و کار گروهی:

تشکیل گروه های یادگیری

دستاوردهای اثربخش از طریق همکاری و تعامل

معایب روش های نوین آموزشی

ترس از تکنولوژی Technophobia 

عدم دسترسی به تکنولوژی های مورد نیاز

محدودیت دسترسی به کامپیوتر و همچنین اینترنت

ممکن است برای مبتدیان استفاده از تکنولوژی کامپیوتر توام با استرس و صرف وقت باشد.

نیاز به مهارت های کامپیوتر به ویژه برای مبتدیان 

ممکن است افراد در استفاده از آن احساس تنهایی و انزوای اجتماعی داشته باشند

ممکن است افراد احساس کنند بجای ارتباط با انسانها بیشتر با ماشین ارتباط دارند

فرصت ناکافی برای بحث و تعامل با آموزش دهندگان




اصول تغییر رفتار در ارتقا سلامت

اصول تغییر رفتار در ارتقا سلامت(Clara Pratt 2008):

تغییر رفتار های مرتبط با سلامت نیازمند پیش نیازها و فرایندهایی است که بدون آن تغییر رفتار یا امکانپذیر نیست و یا بسیار به کندی روی می دهد. برخی از این اصول به قرار زیر می باشد:

تعدیل رفتار به صورت گام به گام

ایجاد مهارت های رفتاری ویژه

بهبود شرایط محیطی تغییر رفتار

آموزش در شرایط طبیعی

آموزش اصول شناختی برای راهنمایی رفتار

تمرین رفتار مورد نظر

حمایت از انجام رفتار

انتساب موفقیت به فرد


تنش پارادایمی بین آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت

فعالیت های آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت نیازی اساسی برای همه متخصصان سلامت می باشند. این دو پارادایم به هم نزدیک و با هم مرتبط هستند اما با هم یکی نیستند. با وجود این، دیده شده است که بسیاری از افراد به اشتباه آنها را به جای یکدیگر استفاده می کنند. با توجه به این نکته لازم است این اصطلاحات از نو مفهوم سازی شوند. در واقع آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت فعالیت های متمایزی هستند. مفهوم ارتقاء سلامت که بر تعیین کننده های اجتماعی- اقتصادی و محیطی سلامت و درگیری شراکتی تمرکز دارد، مفهوم جزئی تر آموزش بهداشت را در بر می گیرد(whitehead,2008). 

سال ها آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت به یک معنی بکار می رفتند. Whitehead بیان می کند که یک تنش پارادایمی بین آموزش بهداشت بیمار محور و مفهوم بزرگتر ارتقاء سلامت که عوامل تعیین کننده محیطی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی سیاسی را در بر می گیرد وجود دارد. به عنوان مثال پرستارانی که با بیماران سر وکار دارند، برای بکارگیری رویکرد زیست پزشکی، اجتماعی شده اند(بارآمده اند) که بدن و ذهن را از یکدیگر جدا می پندارد و دیدگاه مبتنی بر بیماری را ترویج می کند نه دیدگاه سلامت محور را.

برای گسترش فعالیت های ارتقاء سلامت لازم است متخصصان سلامت در اصلاحات قانونی، توانمندسازی جامعه، توجه به ناعدالتی های قومی-نژادی یا اقتصادی و تسهیل افزایش هشیاری عمومی، درگیر شوند و نقش یک هوادار سیاسی برای افراد محروم که نمی توانند برای سلامت خود چانه زنی کنند را به عهده بگیرند و بر توسعه سیاسی مرتبط با سلامت تاثیر گذارند.

مطمئناً آموزش بهداشت بخشی ضروری و ادغام یافته از ارتقاء سلامت است. اما دستیابی به سلامت تنها منوط به آموزش و کمک به تغییر رفتار توسط مراقبین سلامت نیست چرا که اغلب اوقات، افراد قبل از صحبت کردن با مراقبین سلامت ممکن است برای تغییر رفتار بهداشتی تلاش هایی کرده باشند. در این گونه موقعیت ها صحبت با فرد و درک عمیق آنچه که او مایل به تغییر آن هست، آنچه در گذشته آزمایش کرده و شناسایی موانع تغییر امری حیاتی است.

از آنجا که سلامت تحت تاثیر عوامل مختلف خانوادگی، ظرفیت ادراکی، فشارهای محیطی و جو سیاسی حاکم بر زندگی افراد قرار دارد ارتقاء سلامت، توانمندسازی افراد و اجتماعات و مداخلات سیاسی اجتماعی برای بهبود سلامت را به کار می گیرد. در حقیقت عوامل اجتماعی اقتصادی نسبت به رفتارهای فردی تاثیر بیشتری بر سلامت افراد دارد. به همین دلیل ارتقاء سلامت می بایست آموزش بهداشت را به علاوه مداخلات قانونی، اقتصادی، محیطی، آموزشی و سازمانی مرتبط با سلامت به کار گیرد. البته این بدان معنا نیست که همه متخصصان سلامت باید یک سیاستمدار، قانون گزار، اپیدمیولوژیست و یا یک سازمان دهنده جامعه باشند، بلکه همه باید یک دیدگاه کل نگر و همه جانبه به اقدامات خود داشته باشند. نیازهای فرد را با نیازهای خانواده منطبق سازند، عوامل اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و سازمانی که سلامت افراد را شکل می دهد ارزیابی کنند، افراد را در برنامه ریزی، دسترسی به منابع و ارائه نقش حمایت طلبی یاری دهند و تداوم مراقبت های جامعه محور را ارتقاء دهند. بنابراین یک جزء از ارتقاء سلامت توجه به سواد سلامت، دسترسی به خدمات، و موانع مرتبط با فقر که افراد و جوامع را از درگیر شدن در فعالیت های ارتقاء سلامت باز می دارد، می باشد.

مشارکت جامعه در ارتقاء سلامت

مشارکت یا درگیر شدن جامعه در توسعه سلامت فرایندی است که به وسیله آن بین دولت و جوامع محلی در زمینه برنامه ریزی، اجرا و کاربرد فعالیت های سلامت شراکت به وجود آید. این شراکت در جهت بهره گیری از خوداتکایی و کنترل اجتماعی فزاینده بر زیر ساخت و تکنولوژی مرافبتهای بهداشتی اولیه می باشد. باورهای نگران کننده ای درباره مشارکت جامعه در ارتقائ سلامت وجود دارد که مانع گسترش و استفاده از آن در ارتقاء سلامت می گردد:

مشارکت همه آن چیزی است که برای ارتقاء سلامت لازم است.

مشارکت کاری تشریفاتی است.

امکان مشارکت برای همه وجود ندارد.

ذینفعان همان مردم هستند.

برای مشارکت لازم است نمونه گیری شود.

مشارکت ویژه طرح های با مقیاس کوچک است.

مشارکت زمانبر و هزینه بر است.

در هر پروژه ای مشارکت در سطح بالا لازم است.

ضمانتی برای اثربخشی پروژه وجود ندارد.

مشارکت بار بیشتری بر افراد فقیر وارد می کند و دولت از خود سلب مسئولیت می کند.


منبع: کتاب اصول و فنون مشارکت جامعه در ارتقاء سلامت نوشته دکتر بهزاد دماری


پیاده‌سازی رویکرد «سلامت در همه سیاست‌ها»

سلامت یک مفهوم مثبت است که بر منابع اجتماعی و شخصی و همچنین ظرفیت‌های فیزیکی تأکید می‌کند. اگرچه نقش بخش سلامت به عنوان بخش فعال و حمایت کننده در همکاری‌های بین‌بخشی است و باید بیشترین تلاش‌ها برای تقویت همکاری با سایر سازمان‌ها در بخش بهداشت مدنظر قرار گیرد، اما ارتقای سلامت نه فقط مسؤولیت‌بخش بهداشت است، بلکه فراتر از شیوه زندگی سالم که فقط نقش مردم را می‌بیند به سوی توسعه محیط حمایت کننده از سلامت مردم حرکت می‌کند.

پیاده‌سازی رویکرد «سلامت در همه سیاست‌ها» در یک سیستم، دولت را قادر می‌‌سازد تا در پاسخ‌دهی به نیازهای سلامت و تندرستی مردم یک جامعه یکپارچه عمل کند. رویکرد «سلامت در همه سیاست‌ها» اثرات سایر خط و مشی‌ها و قوانین بر روی سلامت را از طریق تعیین کننده‌های سلامت در نظر می‌گیرد. تعیین کننده‌های سلامت می‌توانند به طور مستقیم و آنی از سیاست‌ها و مداخلات در بخش‌های مختلف متأثر شوند. رویکرد سلامت در همه سیاست‌ها وقتی تحقق می‌یابد که قوانین و سیاست‌های سلامت محور در همه بخش‌ها طراحی، برنامه‌ریزی و اجرا شود. این رویکرد همچنین اثرات سیاست‌های موجود را نیز ارزیابی می‌کند و هدف نهایی‌ آن، افزایش سیاست‌گذاری مبتنی بر اطلاعات، آگاه ساختن سیاست‌گزاران با ایجاد پیوند بین سیاست‌ها و مداخلات، تعیین کننده‌های سلامت و پیامدها و نتایج سلامت است؛ به طوری که هدف نهایی این رویکرد از میان برداشتن شکاف نابرابری سلامت می‌باشد.

سیاست‌ها می‌توانند دارای کارکرد مثبت و منفی بر تعیین کننده‌های سلامت باشند. برای مثال، سلامت قلب به دنبال ایجاد تغییراتی در سیاست‌ها و قانون‌گذاری در سایر بخش‌‌ها اعم از سازمان‌های متولی امر سلامت و غیر آن صورت گرفته است که موجب افزایش کیفیت غذا، کاهش استعمال دخانیات و سیگار و افزایش فعالیت بدنی گردیده است. 

نکته مهم و اساسی این است که بدانیم سیاست‌های تعیین کننده سلامت به هیچ عنوان دارای مفهوم خنثی نیستند. بسیاری از سیاست‌های ملی در بخش تجارت و صنعت، بازارهای داخلی و کشاورزی در جهت سیاست‌های بین‌المللی رشد خواهند کرد. در کل جهت رشد سیاست‌ها از سطح ملی به سطح بین‌المللی است، اما گاهی این رابطه معکوس خواهد شد و تحت فشارهای جهانی لازم است که سیاست‌های بین‌المللی در سطوح ملی مورد بررسی و اقدام قرار گیرند.

دو استراتژی و راهبرد در پیاده‌سازی این رویکرد تعریف شده است. در حالت اول، مواردی که سود دو جانبه بین بخش بهداشت و سایر سازمان‌ها وجود داشته باشد، ترکیب اهداف به راحتی امکان‌پذیر است و شرایط «برنده- برنده» ایجاد خواهد شد. در حالت دوم، وقتی که اهداف سلامت با اهداف پایه و اولیه سایر سیاست‌ها مطابقت نمی‌کند، در این صورت در نظر گرفتن اهداف سلامت به عنوان اهداف اصلی و پایه در اولویت قرار دارد در این صورت یک راهبرد تک محوری وجود خواهد داشت.

دموکراسی، مشارکت عمومی و شفاف‌سازی سیاستگزاری سه پیش‌نیاز مهم برای ارزش‌گزاری مفهوم سلامت در مکانیسم سیاست‌گذاری سلامت در سایر سازمان‌ها است. پیش‌نیازهای مذکور که در فرایند سیاست‌گزاری سایر سیاست‌ها نه فقط سیاست‌های سلامت محور گنجانده شده است، شامل شفاف‌سازی فرایند سیاست‌ها با توجه به محدوده زمانی معلوم، برقراری یک مذاکره و ارتباط خوب با متولیان سایر سیاست‌ها، آگاهی از دانش بهداشتی کافی و همچنین در نظر گرفتن سیاست‌های انتخابی و جایگزین است. بنابراین داشتن اطلاعات بهداشتی در هر گونه سیاست‌گزاری مبتنی بر شواهد ضروری است. این آگاهی باید بتواند کمک کند که سیاست اتخاذ شده روی سلامت چه تأثیری دارد.

برگرفته مقاله سلامت در همه سیاست ها نوشته سرکار خانم دکتر رخشانی

بیانیه هلسینکی درباره سلامت در همه سیاست ها

بیانیه هلسینکی درباره سلامت در همه سیاست ها- دانلود


سلامت عمومی و تغییر رفتار

شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می دهد تغییر رفتارهای مرتبط با سلامت مردم می تواند تأثیر زیادی بر برخی از مهمترین علل مرگ و میر و ابتلا داشته باشد. رفتار نقش مهمی در سلامت مردم دارد (برای مثال، سیگار کشیدن، رژیم غذایی نامناسب، نداشتن تحرک جسمانی و فعالیت جنسی پرخطر می تواند عامل بسیاری از بیماری ها باشد). علاوه بر این، شواهد نشان می دهد که الگوهای مختلف رفتار، عمیقاً در شرایط مادی و اجتماعی مردم نهادینه شده و به زمینه  فرهنگی آنها بستگی دارد.

در حال حاضر مداخلات تغییر رفتار دارای پتانسیل زیادی برای تغییر الگوی فعلی بیماری ها دارند، درحالی که تغییر استعداد ژنتیکی برای بیماری ها دشوار است و همچنین شرایط اجتماعی نیز حداقل در کوتاه مدت یا میان مدت به دشواری تغییر می یابد. در مقایسه، رفتار مردم به طور فردی و یا جمعی ممکن است آسان تر تغییر کند. با این حال، همیشه بسیاری از تلاش ها برای انجام این کار ناموفق بوده، یا فقط تا حدی موفقیت آمیز بوده اند. در بسیاری موارد علت این بوده است که در این مداخلات از نظریه ها و اصول برنامه ریزی، اجرا و ارزشیابی موفق استفاده نشده است. در حال حاضر، هیچ رویکرد استراتژیکی به تغییر رفتار در برنامه های بهداشتی بخش های مختلف وجود ندارد، و بسیاری مدل ها، روش ها و نظریه های مختلف به طور ناهماهنگ مورد استفاده قرار می گیرند .

شناسایی رویکردها، روش ها و استراتژی های موثر که جامعه را به عنوان یک کل در نظر بگیرد، دست اندرکاران سلامت عمومی، داوطلبان و محققان را قادر خواهد ساخت تا به طور موثر تری عمل کنند و از طریق منابع در دسترس به نتایج بهتری دست یابند.


مقدمه ای بر تغییر رفتار

چه بخواهید وزنتان را کم کنید یا سیگار کشیدن را ترک کنید و یا هر هدف دیگری داشته باشید، این را بدانید که یک راه حل یگانه وجود ندارد که برای همه کارساز باشد. شما ممکن است مجبور باشید چند روش مختلف را، غالباً به شیوه آزمون و خطا، امتحان کنید تا بالاخره به هدفتان دست یابید. در خلال این دوره است که اکثر مردم ناامید می‌شوند و هدف‌های تغییر رفتار خود را رها می‌کنند. کلید موفقیت در حفظ هدف‌ها، آزمودن روش‌های تازه و یافتن راه‌هایی برای باانگیزه ماندن است.

ادامه نوشته

استفاده از رویکرد ارتقاء سلامت

ارتقاء سلامت به عنوان فرایند قادر کردن مردم برای افزایش کنترل بر تعیین کننده های سلامت و درنتیجه بهبود سلامت(WHO Ottawa charter) تعریف شده است. حرفه ی ارتقاء سلامت در امتداد و در پاسخ به جنبش بین المللی ارتقاء سلامت و جنبش جدید گسترده تر بهداشت عمومی  به وجود آمده است. ارتقاء سلامت نه تنها اقداماتی را در جهت تقویت مهارت ها و توانایی های افراد هدایت می کند، بلکه اقداماتی را در جهت تغییر شرایط اجتماعی، زیست محیطی، سیاسی و اقتصادی برای کاهش تاثیر آنها بر جمعیت و سلامت فردی در برمی گیرد.

ادامه نوشته

دامنه فعالیت های ارتقائ سلامت

ارتقاء سلامت

استراتژی های ارتقاء سلامت به یک مشکل بهداشتی خاص، و یا به یک مجموعه خاص از رفتارها محدود نمی شود. سازمان جهانی بهداشت، اصول و استراتژی های ارتقاء سلامت را به عنوان یک کل به انواع گروه های جمعیتی، عوامل خطر، بیماری ها، و در مکان های مختلف به کار می برد. ارتقاء سلامت، و تلاش های مرتبط با آموزش، توسعه جامعه، سیاست ها، قوانین و مقررات، همان طور که برای پیشگیری از بیماری های واگیردار، آسیب و خشونت، و مشکلات روانی معتبرند، برای پیشگیری از بیماری های غیر واگیر نیز اعتبار دارند.


سواد سلامت

سواد سلامت عبارت است از: ميزان ظرفيت افراد برای کسب، تفسير و درک اطلاعات اوليه‌ی بهداشتی که در تصميم‌گيری‌های متناسب، لازم و ضروری است. 

سواد سلامت شامل مجموعه‌ای از مهارت‌های خواندن، گوش کردن، تجزيه و تحليل، تصميم‌گيری و توانايی به کارگيری اين مهارت‌ها در موقعيت‌های بهداشتی است که لزوما به سال‌های تحصيل يا توانايی خواندن عمومی برنمی‌گردد.

ادامه نوشته

منشور اتاوا در ارتقاء سلامت

اولین کنفرانس بین المللی ارتقائ سلامت در اتاوا کانادا در 21 نوامبر 1986 برگزار گردید و طی آن منشور اتاوا بمنظور سازماندهی فعالیت ها جهت رسیدن به بهداشت برای همه تا سال 2000 و پس ازآن ارائه شد. برزاری این کنفرانس در حقیقت واکنشی به انتظارات جدید مطرح شده جنبش جدید بهداشت عمومی در دنیا بود . بحث های مطرح شده در این کنفرانس متمرکز بر نیازهای کشورهای صنعتی بود، ولی نتایج آن به همه کشورها تعمیم داده می شد. 

ادامه نوشته

سلامت در همه سیاست‌ها Health in all policies

سلامت در همه سیاست‌ها یکی از استراتژی‌های ارتقای سلامت بر اساس منشور اوتاوا (Ottawa charter) در سال 1986 می‌باشد. جهانی شدن سیاست‌ها، ساختارهای اقتصادی- اجتماعی موجود را به چالش وا می‌دارد. سیاست‌ها در هم تنیده‌اند. با وجود این‌که سلامت به عنوان بخش اساسی و مهم پاسخگو است، اما سلامت جامعه متأثر از سایر عوامل و بخش‌های فراتر از بخش سلامت می‌باشد، بنابراین مقابله با چالش‌ها و نگرانی‌های بهداشتی تنها به عهده بخش سلامت یک کشور نیستسیاست‌ها یکی از استراتژی‌های ارتقای سلامت بر اساس منشور اوتاوا (Ottawa charter) در سال 1986 می‌باشد. جهانی شدن سیاست‌ها، ساختارهای اقتصادی- اجتماعی موجود را به چالش وا می‌دارد. سیاست‌ها در هم تنیده‌اند. با وجود این‌که سلامت به عنوان بخش اساسی و مهم پاسخگو است، اما سلامت جامعه متأثر از سایر عوامل و بخش‌های فراتر از بخش سلامت می‌باشد، بنابراین مقابله با چالش‌ها و نگرانی‌های بهداشتی تنها به عهده بخش سلامت یک کشور نیست.

http://hsr.mui.ac.ir/index.php/jhsr/article/view/507/pdf_1

شاخص های عدالت در سلامت

به منظور احصای 52 شاخص مصوب هیئت وزیران، در ابتدا لازم است بستر لازم جهت گردآوری داده های مورد نیاز شاخص‌ها فراهم گردد. در این راستا طی جلسات متعدد بین‌بخشی، منابع جمع‌آوری داده‌ای این شاخص‌ها و نیز دستگاه‌ها/ سازمان‌های مسئول/ همکار در زمینه احصای این شاخص‌ها شناسایی گردیدند. بر اساس نتایج حاصل از این جلسات، داده‌های مرتبط با 11 شاخص از طریق پیمایش و یا انجام مطالعات مقطعی/ نمونه‌گیری قابل حصول خواهد بود. داده‌های مرتبط با 41 شاخص دیگر از طریق نظام معمول ثبت داده قابل جمع آور ی می باشند. هر چند که داده های 41 شاخص از 52 شاخص عدالت در سلامت مصوب هیئت وزیران از طریق نظام معمول ثبت قابل دستیابی است، اما در بسیاری از موارد احصای این داده ها از نظام معمول ثبت داده نیازمند اعمال تغییراتی در فرم های موجود است.

دریافت فایل

بیانیه های ارتقاء سلامت

منشور اتاوا- ارتقا سلامت 1986

پیشنهادات آدلاید- سیاست های عمومی سالم 1988

بیانیه ساندزوال-محیط های حمایت کننده از سلامت 1991

اعلامیه جاکارتا - ارتقا سلامت در قرن 21-بازیگران جدید 1997

بیانیه مکزیک- نابرابری در سلامت 2000

منشور بانکوک- ارتقا سلامت در دنیای جهانی شده 2005

فراخوان نایروبی- پر کردن ایده و اقدام 2009

اعلامیه فنلاند- سلامت در تمام سیاست ها 2013

سرمایه اجتماعی و سلامت

سرمایه اجتماعی شامل نهادها، ‌روابط، گرایش‌ها، ارزش‌ها و هنجارهایی است که بر رفتارها و تعاملات بین افراد حاکم است . به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی آن دسته از شبکه‌ها و هنجارهایی است که مردم را قادر به عمل جمعی می‏کند.

متغیر های اجتماعی عمده سرمایه اجتماعی عبارتند از : 1- نظام های حمایت گر خانواده 2- نطامهای آموزشی 3- سازمان های افقی و عمودی . علاوه بر این در فرهنگ اسلامی ، شواهد و راهبردهای صریحی با دلالت بر اهمیت « سرمایه اجتماعی » و متغیر های اصلی آن نظیر « اعتماد عمومی» ، « لزوم اهتمام کارگزاران حکمت اسلامی بر ایجاد نگرش مثبت مردم نسبت به عملکرد حکومت و دست اندرکاران حکومتی » ، خودداری از اشرافیت و تجملگرایی ، پرهیز از تشریفاتی که بین حکومتگران و مردم فاصله بیاندازد، » پی ریزی انسجام اجتماعی و وحدت ملی » ، « اهتمام به قانون ، نگاه یکسان حکومت گران به عموم شهروندان» ، « تلقی سرنوشت مشترک در میان همه اعضاء امت اسلامی (وحتی اقلیت های دینی و قومی ) » ، و نهایتا تلاش برای جایگزینی مفهوم « ما » بجای « من» در عرصه های اجتماعی به چشم می خورد.

ادامه نوشته

اصطلاحات و مفاهيم پايه در مذاکره و چانه زنی برای جلب حمايت از برنامه های سلامت

  مشورت و گفتگو با افراد براي رسيدن به توافق درباره برخي موضوعات را مذاکره می گويند. فعالان عرصه سلامت در اغلب موارد به عنوان مذاکره کننده عمل می کنند و بسياری از تصميمات در حوزه سلامت از طريق مذاکره اتخاذ می شود

ادامه نوشته

advocacy جلب حمایت همه جانبه

advocacy: 
هدايت سياست عمومي در جهت ارتقای زندگي کسانی که صداي ضعيف تر و قدرت کمتري دارند. 
ادامه نوشته

برخی واژه های رایج در ارتقاء سلامت

محيط هاي ارتقا دهنده سلامت:
    برموقعيت هايي اشاره دارد كه در آنها ارتقاي سلامت رخ ميدهدومنتهي به ايجاد محيط هاي سالم وحمايتي مي شودمانندمدرسه سالم،بيمارستان سالم،شهرسالم ،روستاي سالم ومحل كارسالم.محيط ارتقا دهنده سلامت ،محيطي است كه علاوه بر داشتن عوامل فيزيكي سالم مانند آب پاكيزه،هواي پاك ومحيطي عاري از عوامل بيماري زا،درآن سياست ها وقوانين حامي سلامت در مورد كار كنان ومراجعين حاكم باشد ،به گونه اي كه رفتار سالم در آن محيط ميسر بوده ومشوق شيوه زندگي سالم باشد.محيط هاي ارتقا دهنده سلامت شامل مراكز ارايه دهنده مراقبت هاي بهداشتي درماني،محيط هاي آموزشي ،محل كار ومحيط هاي عمومي مانند كوچه وخيابان ومراكز خريد و... مي شود كه مردم قسمتي از زندگي خودرادرآن صرف  مي كنند.
هدف رويكرد محيط ارتقادهنده سلامت ،توجه به همه عوامل يك مكان وموقعيت وارزيابي آن ها كه آيا كمك كننده يا مانع از سلامت هستند، مي باشد.

ادامه نوشته

ارتقای سلامت:

ارتقا سلامتارتقای سلامت:
 فرایندی است که هدف آ ن توانمندسازی مردم برای افزایش کنترل آنها بر سلامت خویش و در نهایت بهبود مستمر سلامت خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند می باشد .ارتقای سلامت  همچنين عبارت است از فرایند توانمند سازی مردم و جوامع برای افزایش کنترل آنها بر تعیین کننده های سلامت و بهبود سلامت خویش.ارتقاي سلامت قصد دارد تا از طريق مشاركت همگاني در فعاليت هاي مختلف  موجب افزايش آگاهي وايجادمحيط هاي حمايت كننده از رفتار هاي مثبت ،موجب كاهش خطرات تهديدكننده سلامت وكمك به مردم براي تغيير سبك زندگي سالم ترشود.
ادامه نوشته

سيستم پيچيده چيست؟

سيستم پيچيده چيست؟
سيستم های پيچيده نگاهی نو به پديده هاي است که به علت ارتباط بين اجزای آن و همچنين ارتباط با ديگر پديده ها، از پيچيدگی بالايی برخوردارند و رفتار جمعی متفاوتی بروز می دهند. بدين معنی که با مطالعه تک تک اجزای یک سيستم پيچيده نمی توان به رفتار جمعی آن دست يافت. به عبارت ديگر، سیستم پیچیده معرف پارادایم پیچیدگی است كه عناصر سازنده آن تشكیل شبكه ای را می دهند كه اجزاء شبكه دارای برهم كنش هستند و از اندیشه کل نگر بهره می گيرند. پارادایم کلاسيک كه بخشی نگر است، بر اين فرض استوار است كه اگر اجزاء سیستمی را دقیقاً شناسایی كنیم و از عمل كرد آن اطلاع يابيم، قادر خواهیم بود به خواص كلی پدیده و سیستم دست یابیم. مطالعات كیهان شناسی، ساختارهای بی نظم در مواد، زیست شناسی، جامعه شناسی و اقتصاد محدودیت كاربرد این مسئله در مقالات و كتب متعدد را به نمايش گذاشته اند.


 

ادامه نوشته