فعالیت های آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت نیازی اساسی برای همه متخصصان سلامت می باشند. این دو پارادایم به هم نزدیک و با هم مرتبط هستند اما با هم یکی نیستند. با وجود این، دیده شده است که بسیاری از افراد به اشتباه آنها را به جای یکدیگر استفاده می کنند. با توجه به این نکته لازم است این اصطلاحات از نو مفهوم سازی شوند. در واقع آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت فعالیت های متمایزی هستند. مفهوم ارتقاء سلامت که بر تعیین کننده های اجتماعی- اقتصادی و محیطی سلامت و درگیری شراکتی تمرکز دارد، مفهوم جزئی تر آموزش بهداشت را در بر می گیرد(whitehead,2008). 

سال ها آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت به یک معنی بکار می رفتند. Whitehead بیان می کند که یک تنش پارادایمی بین آموزش بهداشت بیمار محور و مفهوم بزرگتر ارتقاء سلامت که عوامل تعیین کننده محیطی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی سیاسی را در بر می گیرد وجود دارد. به عنوان مثال پرستارانی که با بیماران سر وکار دارند، برای بکارگیری رویکرد زیست پزشکی، اجتماعی شده اند(بارآمده اند) که بدن و ذهن را از یکدیگر جدا می پندارد و دیدگاه مبتنی بر بیماری را ترویج می کند نه دیدگاه سلامت محور را.

برای گسترش فعالیت های ارتقاء سلامت لازم است متخصصان سلامت در اصلاحات قانونی، توانمندسازی جامعه، توجه به ناعدالتی های قومی-نژادی یا اقتصادی و تسهیل افزایش هشیاری عمومی، درگیر شوند و نقش یک هوادار سیاسی برای افراد محروم که نمی توانند برای سلامت خود چانه زنی کنند را به عهده بگیرند و بر توسعه سیاسی مرتبط با سلامت تاثیر گذارند.

مطمئناً آموزش بهداشت بخشی ضروری و ادغام یافته از ارتقاء سلامت است. اما دستیابی به سلامت تنها منوط به آموزش و کمک به تغییر رفتار توسط مراقبین سلامت نیست چرا که اغلب اوقات، افراد قبل از صحبت کردن با مراقبین سلامت ممکن است برای تغییر رفتار بهداشتی تلاش هایی کرده باشند. در این گونه موقعیت ها صحبت با فرد و درک عمیق آنچه که او مایل به تغییر آن هست، آنچه در گذشته آزمایش کرده و شناسایی موانع تغییر امری حیاتی است.

از آنجا که سلامت تحت تاثیر عوامل مختلف خانوادگی، ظرفیت ادراکی، فشارهای محیطی و جو سیاسی حاکم بر زندگی افراد قرار دارد ارتقاء سلامت، توانمندسازی افراد و اجتماعات و مداخلات سیاسی اجتماعی برای بهبود سلامت را به کار می گیرد. در حقیقت عوامل اجتماعی اقتصادی نسبت به رفتارهای فردی تاثیر بیشتری بر سلامت افراد دارد. به همین دلیل ارتقاء سلامت می بایست آموزش بهداشت را به علاوه مداخلات قانونی، اقتصادی، محیطی، آموزشی و سازمانی مرتبط با سلامت به کار گیرد. البته این بدان معنا نیست که همه متخصصان سلامت باید یک سیاستمدار، قانون گزار، اپیدمیولوژیست و یا یک سازمان دهنده جامعه باشند، بلکه همه باید یک دیدگاه کل نگر و همه جانبه به اقدامات خود داشته باشند. نیازهای فرد را با نیازهای خانواده منطبق سازند، عوامل اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و سازمانی که سلامت افراد را شکل می دهد ارزیابی کنند، افراد را در برنامه ریزی، دسترسی به منابع و ارائه نقش حمایت طلبی یاری دهند و تداوم مراقبت های جامعه محور را ارتقاء دهند. بنابراین یک جزء از ارتقاء سلامت توجه به سواد سلامت، دسترسی به خدمات، و موانع مرتبط با فقر که افراد و جوامع را از درگیر شدن در فعالیت های ارتقاء سلامت باز می دارد، می باشد.