نظریه رفتار برنامه ريزي شده Theory of Planned Behavior
نظریه عمل منطقی در شرايطي کاربرد دارد که کنترل ارادي قابل توجهی بر روی رفتار وجود داشته باشد (به عبارت دیگر موفقيت نظریه عمل استدلالی به میزان کنترل اردي بر روي رفتار بستگي دارد) در حالی که وقتي ميزان کنترل ارادي بر یک رفتار کاهش يابد (یعنی فرد علیرغم قصد رفتاری، توانایی انجام آن را نداشته باشد) کاربرد اين مدل چندان زیاد نیست.
آجزن و همکارانش با مشاهده اين اختلاف الگوی جديدی را پايه گذاري کردند و آن را ”نظریه رفتار برنامه ريزي شده “ نام نهادند.
در این نظریه، عامل سومی در کنار دو عامل ذکر شده در نظریه عمل استدلالی مطرح است که به آن کنترل درک شده گفته می شود.
در شرايطي که قصد رفتاري براي انجام کاري کافي باشد و يا این که کنترل ارادي بر روی رفتار بالا باشد، از قدرت این عامل سوم کاسته می شود. (یعنی سازه های مدل عمل منطقی)
وقتی نگرش و هنجارهاي ذهني ثابت باشند، آساني يا مشکلي انجام يک رفتار بر روي قصد آن رفتار اثر قوی خواهد گذاشت.
وزن هاي نسبي اين سه سازه در جوامع مختلف و رفتارهاي مختلف متفاوت است.
در اين الگو بيان می شود که انجام یک رفتار با دو عامل همراه با هم ارتباط دارد: انگيزه (قصد رفتاري) و توانايي (کنترل رفتاري)
آجزن نظریه خود را چنین بیان کرد: فردي که درک بالايي از کنترل بر روي رفتار خود دارد، و قصد انجام آن رفتار نيز در او وجود دارد به احتمال فراوان آن کار را انجام خواهد داد.
کنترل درک شده به وجود یا فقدان تسهيل کننده ها يا موانع انجام يک رفتار، یا توان درک شده بستگی دارد.
در حضور ميزان بالاي باورهای کنترلي درباره وجود تسهيل کننده براي يک رفتار، توان درک شده فرد بر روي رفتار بالا مي رود.
اندازه سازه سوم (کنترل رفتاری درک شده) نیز با دو روش مستقيم و غير مستقيم اندازه گیری می شود.
در نوع مستقيم، اندازه کلی کنترل درک شده بر روی رفتار (با مقیاس های معنایی مانند به اندازه خودم ... نه به اندازه خودم)
در اندازه گیری نوع غير مستقيم، با اندازه گیری دو جزء مجزا: احتمال درک شده وجود هر وضعیت کمکی یا تحمیلی (با مقياس یک قطبی هفت درجه اي 3- تا 3+ یا 1 تا 7 احتمال دارد... احتمال ندارد) و اثر درک شده هر وضعیت در ایجاد آسانی یا سختی انجام رفتار(با مقياس دو قطبی هفت درجه اي 3- تا 3+ احتمال دارد... احتمال ندارد)
باورهای رفتاري یا :Behavioral Beliefs حاصل نگرش فرد نسبت به يک رفتار است.
باورهای هنجاري یا :Normative Beliefs حاصل هنجارهاي ذهني فرد است.
باورهای کنترلي یا Control Beliefs : حاصل کنترل رفتاري درک شده است.