ویژگی های اهداف مناسب در ارتباط سلامت
- حامی برنامه سلامت باشند
- منطقی و واقع بینانه باشند.
- بطور خاص تغییر مطلوب را در گروه هدف و زمان لازم نشان دهند.
- قابل اندازه گیری باشند (سنجش میزان پیشرفت کار نسبت به نتایج)
- جهت هدایت و تخصیص منابع اولویت بندی شده باشند.
اهداف باید منطقی باشند:
اهداف گامهای حدواسط که منجر به دستیابی به اهداف در سطح وسیع تر می شود و پیامدهای مطلوب را توصیف می کنند. در راستای پیشبرد یک تغییر وسیع و مبتکرانه، پیامی می بایست تهیه گردد که ایجاد انگیزه و ترغیب نماید و رفتاری که بایستی تغییر دهیم را بر اساس مخاطبین تهیه نماید. غیر منطقی است که انتظار داشته باشیم تا ارتباط باعث تغییر پایدار یک رفتار پیچیده شود و یا کمبود منابع، محصولات و ارائه خدمات بهداشتی را جبران کند.
اهداف باید واقعی باشند:
پاسخ به سوالات زیر تعیین می کند که کدام یک از اهداف با توجه به منابع موجود، واقعی هستند:
- کدام اهداف جزئی بخش هایی را که بیشتر مورد نیاز است تا به هدف برنامه برسیم را پوشش می دهند.
- چه فعالیتهای ارتباطی می توانند برای توجه بیشتر به نیازهای مخاطبین استفاده شوند.
- چه منابعی در دسترس هستند(منابع انسانی، انجمنها، داوطلبان، منابع الکترونیک، زمان، هزینه های پستی، چاپ، رسانه های آموزشی، بودجه، زمان و ....
- چه عوامل حمایتی وجود دارد(فعالیتهای اجتماعی ، سازمانی، نگرش مثبت اجتماعی)
- چه موانعی وجود دارد( فقدان بودجه، محدودیت های مخاطبین، حساسیت موضوع)
- کدام اهداف بهترین استفاده از منابع برنامه شما را شناسایی کرده اند و بهتر با محدودیتها متناسب هستند.
مروری بر مزایای آموزش به بیمار به عنوان بخشی اساسی از مراقبت های سلامت
آموزش به بیمار را می توان به دو بخش آموزش بالینی و آموزش بهداشت تقسیم کرد. آموزش بالینی به بیمار یک فرایند برنامه ریزی شده، نظام مند، متوالی و منطقی است که در آن آموزش و یادگیری در تمام محیط های بالینی برای بیماران و مشتریان فراهم می شود. اهداف آموزش بالینی بر ارزیابی، ارزشیابی، تشخیص، پیش آگهی بیمار و نیازهای مرتبط با مداخلات مبتنی است. آموزش بهداشت نیز فرایندی مانند آموزش به بیمار است، اما بر سلامتی، پیشگیری و ارتقاء سلامت مبتنی است. همچنین آموزش بهداشت بر افراد، جوامع و گروه ها تمرکز دارد و اساس آن تغییر و بهبود رفتارهای بهداشتی اجتماعی است.
مزایای آموزش به بیمار: امروزه در آموزش بهداشت و آموزش به بیمار هر دو، مشتری نقش فعال و آگاهانه ای در تصمیم گیری ها دارد. در این رویکرد ارزیابی و کاهش خطر بستگی به درک فرد از شدت و اهمیت خطر دارد. لذا آموزش به بیمار کمک می کند تا ایمنی بیماران، تبعیت آنان از مداخلات درمانی و رضایتمندی آنان افزایش یابد. آموزش به بیمار می تواند هزینه های درمان را تا حد زیادی از طریق کمک به بیماران برای مدیریت شرایط مزمن بیماری ها کاهش دهد. استفاده از مواد آموزشی موثر جهت آموزش به بیمار کمک می کند تا پیچیدگی های فرایندهای پزشکی برای بیمار قابل فهم گردیده و سطح استرس و اضطراب وی کاهش پیدا کند. منابع آموزشی این توانایی را دارد تا ارتباطات را به عمل مبدل کرده و سلامت را بهبود بخشد. افزایش دانش بیمار می تواند پیامدهای درمان بسیاری از بیماری های حاد و مزمن را گسترش دهد. برای مثال در هنگام بروز بیماری افراد انگیزه پیدا می کنند تا به دنبال درمان رفته و از آن تبعیت داشته باشند. آموزش به بیمار استقلال افراد برای انجام ورزش در منزل و فعالیت های جسمی را افزایش می دهد و همچنین استقلال آنها در انجام فعالیت های روزمره را ارتقاء می بخشد. آموزش به بیمار تداوم دریافت مراقبت ها را تضمین می کند و مشکلات ناشی از ناخوشی و بروز اختلال را کاهش می دهد. به طور کلی می توان گفت آموزش به بیمار سبک زندگی سالم را بهبود می بخشد و پزشکی پیشگیری را ترویج می کند.
اهمیت تخصص گرایی
اما برعکس وقتی کار به اهل آن سپرده نمی شود، برآیند همان چیزی است که در کشور خود شاهد آن هستیم. البته این گفته به این معنی نیست که تمامی کسانی که دراین کشور به نحوی اجرای نقش می کنند، از توانایی های لازم برای تصدی چنان مقامی برخوردار نیستند، بلکه بیشتر حاکی از آن واقعیت است که درصد زیادی از مناصب از چنین مشکلی رنج می برد.
نیروی انسانی یکی از مهم ترین سرمایه های ملی در هر کشور تلقی می شود. امروزه نقش نیروی انسانی ماهر و کارآمد در توسعه جوامع بسیار برجسته است. تنها کشورهای که به اهمیت نیروی انسانی خود به خوبی پی برده و در راستای تربیت آن برنامه های لازم را اتخاذ کرده اند، شاهد شکوفایی و رونق اقتصادی وسیاسی بوده اند. برای مثال اندونزی امروز، حاصل سرمایه گزاری های عظیم چندین ساله در حوزه نیروی انسانی است، وگرنه این کشور به لحاظ دارا بودن منابع زمینی و مواد خام استراتژیک ظرفیت چنان پیشرفتی را هرگز نداشت.
در کشورما نیز این امر یعنی تخصص گرایی یکی از ضروریات و اولویت های نظام موجود است. بدون تردید تا متخصصان متعهد برای اداره بخش های مختلف نداشته باشیم، توقع هر گونه دگردیسی در این کشور امری محال و توفیق ناپذیر است. پس بر برنامه ریزان ماست که براین محور توجه جدی مبذول دارند.
اقتباس از سایت:dailyafghanistan.com
نظریه كاشت Cultivation theory
قابلیت های لازم برای اجرای فعالیت های ارتقاء سلامت
1. تسریع کردن تغییرات Catalyzing change: فراهم کردن زمینه ایجاد تغییرات و توانمند کردن افراد و جوامع برای بهبود وضعیت سلامت
2. رهبری Leadership: فراهم کردن راهبری استراتژیک برای گسترش سیاست عمومی سالم، بسیج و مدیریت منابع برای ارتقاء سلامت و ظرفیت سازی
3. ارزیابی Assessment: ارزیابی نیازها و سرمایه های موجود در جامعه و سیستم ها که منجر به شناسایی تعیین کننده های رفتاری، فرهنگی، محیطی و سازمانی می شود که سلامت را ارتقاء می دهد و یا با آن سازگار است.
4. برنامه ریزی planning: طراحی اهداف کلی و جزئی قابل اندازه گیری در پاسخ به ارزیابی نیازها و سرمایه ها، و شناسایی استراتژی هایی که بر اساس دانش برآمده از تئوری، شواهد و اقدامات قرار دارند.
5. اجرا Implementation: کاربرد استراتژی های موثر و کارا، حساس به مسایل فرهنگی و اخلاق مدار برای اطمینان از بالاترین سطح ممکن توسعه سلامت شامل منابع مادی و انسانی
6. ارزشیابی Evaluation: تعیین اثربخشی سیایت ها و برنامه های ارتقاء سلامت. ارزشیابی استفاده از روش های موثر ارزیابی و پزوهش را برای توسعه، ثبات و انتشار برنامه، را در برمی گیرد.
7. حمایت طلبی Advocacy: حمایت طلبی توسط مردم و جوامع و به نفع آنها برای توسعه سلامتشان و ظرفیت سازی برای در پیش گرفتن اقداماتی که می تواند سرمایه های جوامع را هم توسعه بخشد و هم تقویت سازد.
8. شراکت Partnership: کارکردن جمعی در امتداد سیستم ها، بخش های مختلف، و شرکاء برای افزایش تاثیر و ثبات سیاست ها و برنامه های ارتقاء سلامت
Ref: Toward Domains of Core Competency for Building Global Capacity in Health Promotion: The Galway Consensus Conference Statement
سابقه و تاريخچه آموزش بهداشت
٭ يكي از علوم بهداشتي است كه موضوع آن بررسي و تجزيه و تحليل آگاهيها، گرايشها و رفتارهاي بهداشتي و طرحريزي و اجراي برنامه هاي آموزشي در زمينه دگرگون سازي آنها بر پايه يافته هاي علمي است.
برقرای ارتباط کلامی موفق در ارتباط سلامت
فهمیدن و فهمیده شدن معنای ارتباط موثر انسانی است، ارتباط یک امر دو سویه است و اگر انسان امروز مجهز به فنون ارتباطی نباشد، رهروی سالم برای رسیدن به مقصد نخواهد بود. سخن و گفتار لطیف و ظریف و درخور از اصول ارتباط موثر است و اگر کسی بتواند به کلماتی با وزن و نظام قدرتمند دست یابد به ارتباط موثر دست یافته است. گفتار، اندیشیدن به وسیلهی کلمات است، اگر انسان میخواهد به گونهای سخن بگوید که در دیگران اثرگذار باشد باید از بیان مقتدرانه و استفادهی قدرتمند از کلمات بهره بگیرد. استفاده از کلمات عجیب و غریب، بیثمر بوده و آراستن سخن به لفظ، صرفا اثر گذار نخواهد بود و تا بلاغت و رسایی در معنی نباشد زیبایی در لفظ و واژه بیاثر است.
صاحب بیان، صاحب ظرایف، لطایف و دقایق است و تا زمانی که انسان مفهومنگر نباشد، بدون آنکه به معنا بیندیشد نخواهد توانست به زیبایی از کلمات استفاده کند. این کار، تنها بازی با کلمات محسوب میشود. زبان، مجموعهای از یکسری کلمات و الفاظ همیشگی نیست، تک تک کلمات بر اساس تکیه بر معنا به وجود آمدهاند و تکنیکها نیز بر اساس ذهنیت درست ساخته میشوند و انسان برای دقیق گفتن ابتدا باید دقیق بفهمد.
نقض صریح یک قانون حامی سلامت
ارزشیابی برنامه های ارتقاء سلامت
اجرا کنندگان برنامه های ارتقاء سلامت برای موفقیت در دستیابی به اهداف نیاز به تصمیم گیری مداوم درباره برنامه هایی که ارائه می دهند دارند. بخشی از این تصمیمات درباره موارد زیر است:
• استفاده بهینه از زمان و منابع
• تعیین اینکه آیا برنامه نیازهای شراکت کنندگان را برآورده می سازد.
• راه های بهبود برنامه؛ و
• توضیح اثربخشی برنامه برای سرمایه گزاران و دیگر گروه های ذیربط
در برخی موارد، ارتقاء دهندگان سلامت تصمیمات خود را بر بازحوردهای غیر رسمی از شراکت کنندگان، مشاهدات شخصی خود، و یا تجربه های قبلی خود از برنامه های مشابه قرار می دهند. درحالی که قضاوت های ذهنی برای دستیابی به تصمیمات می توانند مفید باشند، اغلب بر اساس اطلاعات ناقص هستند و بنابراین مستعد سوگیری هستند. از طریق رویکرد ساختار یافته تر برای درک تاثیر برنامه ها، کیفیت کلی تصمیم گیری می تواند بهبود پیدا کند. ارزشیابی برنامه یک رویکرد ساختار یافته برای آزمودن برنامه های ارتقاء سلامت فراهم می کند.
ارزشیابی برنامه عبارتست از: جمع آوری سیستماتیک، تجزیه و تحلیل و گزارش داده های یک برنامه برای استفاده در تصمیم گیری (Ontario Ministry of Health, Public Health Branch, 1996). به طور اختصاصی، ارزشیابی برنامه اطلاعات مورد نیاز برای بهبود اثربخشی فعالیت های ارتقاء سلامت را تولید می کند.